دوره اول : ۸/۱۱/۹۰تا ۰۰/۱۱/۹۰ ===> ۱۳۸=>۱۳۳ کاهش : ۵ کیلو
دوره دوم : ۰۰/۱۱/۹۰تا ۰۰/۱۱/۹۰===> ۱۳۳=>۱۲۸ کاهش : ۱۰کیلو
دوره سوم : ۰۰/۱۲/۹۰تا ۰۰/۱۲/۹۰===> ۱۲۸=>۱۲۳ کاهش : ۱۵ کیلو
دوره چهارم :۰۰ /۱۲/۹۰تا ۰۰/۱۲/۹۰===> ۱۲۳=> ۱۱۸ کاهش : ۲۰کیلو
دوره پنجم : ۰۰ /۰۱/۹۱تا ۰۰/۰۱/۹۱===>۱۱۸=> ۱۱۳ کاهش : ۲۵کیلو
دوره ششم : ۰۰ /۰۲/۹۱تا ۰۰/۰۲/۹۱===>۱۱۳=> ۱۰۸ کاهش : ۳۰کیلو
وزن ۱۳۶.۹۰۰ ** سعیم رو میکنم زودی به هدف اولم برسم ..
باور کن هنوز هنوز خودم باورم نشده که ده کیلو جدیدا چاق شدم
دلیلشم اینه که هر وقت میام تو ذهنم حساب میکنم یا اصلا وزنم رو از رو وزنه که میخونم بجای اینکه بگم ۱۳۶ میگم ۱۲۶ فک کن![]()
دوشنبه ۱۱.۱۰
وزن ۱۳۵.۶۰۰** امروز بهتر رعایت میکنم که همش درحال خوردن نباشم
چیکار کنم عادته دیگه!!![]()
سلاااااااااااااام :-)
بچه ها منم دعا ...
منم يادتون هستم.
آرزو ميكنم دلت هميشه پاك و شاد باشه
سلاااااااااااام
يه برنامه ايي هست كه من حتمي بايد تا آخر تابستون 40 كيلو كم كنم ،
شما فك كنين كه عروسي مهسان :-))
تو اين مدت كامپيوترم خراب بود .. البته هنوزم درست نشده .. ميخوام نظر بذارم،هم،نميشه البته بيشتر براي بلاگفايي ها رمز تاييد نمي ياد يا وقتي هم مي ياد ارسال نميشه!! .. ديگه اينكه هر وقت اومدم يه پست جديد بذارم نشد نميدونم ايرادش چيه ! ثبت نميشه .. حالا ببينم اندفعه ميشه با تلاش و پشتكار:-)
|
روز |
ورزش |
رزيم |
وزن |
|
چهارشنبه |
45پياده روي+15 دوچرخه |
آري |
125.6 |
|
پنج شنبه |
35پياده روي+20 دوچرخه |
آري |
124.3 |
|
جمعه |
15 پياده روي :-( |
آري |
122.9 |
|
شنبه |
1hپياده روي |
آري |
122.1 |

سلاااااااااااام![]()
روز بهاریتون بخیر ![]()
من اومدم که دوباره از نو شروع کنم![]()
اندفعه یه فرقی با دفعات پیش داره اونم اینه که امسال همون سالی یه که قراره به هدفم برسم![]()
سلااااااااااام![]()
دیگه چیزی نمونده که سال جدید بیاد .. امیدوارم یه سال متفاوت با کلی وقایع خب و عالی و جالب و دل انگیز داشته باشید ![]()
در حالی منتظر گذر این چند روز باقی مانده از سال ۸۹ میباشیم که همه چی خوب است .. شهر امن و امان است
مادر جان عمل کردند و حالا که چند روزی است که میگذره حالش خیلی بهتره و بارها تو طول روز میگه آخیش چقده راحت نفس میکشم
منم دیگه کمرم درد نمیکنه
تصمیم گرفتم که دختر خوبی باشم و با عملم اینو ثابت میکنم![]()
![]()
از الانم یقین دارم که وارد سال جدید که میشیم من ۱۱۹ هستم.
البته امروز۱۲۲ام
فعلا ... تعطیلات خوبی داشته باشید.
یاعلی![]()
![]()
![]()
سلاااااااااام
خوبید دوستای گلم![]()
![]()
عمل مادر یکشنبه است .. خدا رو شکر حال عمومیش هم بهتره و دیگه همه چی آماده است .. خدا کنه بعد عمل نفسش خوب بشه .. فک کن آدم به کجا میرسه که فقط دعا میکنه یه نفس راحت بکشه ..
"اللهم اشف کل مریض "![]()
![]()

منم خوبم
این هفته رو نشد که روزه بگیرم
یعنی کلش رو نشد و ۳ روز گرفتم که فایده نداره باید یه هفته پشت سر هم روزه بگیرم .
دیگه اینکه از یکشنبه شب یه دفعه انقده کمرم درد گرفته .. هیچ مسکنی هم تاثیر نداره تا اینکه یکم پیش یه کرمی ساحل برام زد که خیلی بهترم و دیگه برای حرکت کردن کلی آه و ناله نمیکنم
خدا کنه خوب بشه .. وای تاحالا کمر درد رو تجربه نکرده بودم .. چقده سخته![]()

ودیگه اینکه چهارشنبه حوصلمون خیلی سر رفته بود به ساحل گفتم می یای بریم دکتر
زنگ زدم مطب دکتر بهجتی -غدد گفتم شنبه وقت دارم میشه امروز بیام شلوغ نیست ؟ گفت بیا فقط یکمی معطلی داره .. رفتیم دیگه
اما اونجا انقده شلوووغ بود که غافلگیر شدیم .. به مادر زنگ زدم میگم خیلی شلوغ برگردیم .. میگه نه صبر کن نوبتت میشه بعد دکتر زنگ زد به منشیش گفت دریا رو بفرست تو منو میگی
"مادر تماس گرفته بود رو مبایل دکی که دخترم روزه است اگه میشه زودتر بپذیریدش " رفتیم تو دکی میگه سحری خوردی ؟ واااااااای داشتم آب میشدم .. آبروم رفت
حاضر بودم ۲ساعت بشینم اما اینطوری نمیشد منم خجالتی![]()
![]()
اینم بگم : اندفعه جواب آزمایشم نرمال بود بدون اینکه هیچ قرصی مصرف کنم انقده خوشحال بودم گفتم دکی میگه دیگه نیا تو خوب خوب شدی![]()
اول فشارمو گرفت ۸ رو ۵ بود .. بعدشم آزمایشو دید گفت از دفعه قبل بهتره اما تاکیدا گفت که باید قرص بخوری منو میگی![]()
راستش تو این مدت که قرص نمیخوردم هر وقت میرفتم دکتر اولین سوالی که میکرد این بود که بیحالی و ضعف نداشتی؟منم دروغی از ترس اینکه بگه پس قرصت رو بخور میگفتم نهههههههههه
حالا اندفعه مادر چندبار که حالم بد شده بود و فشارم افتاده بود زنگ زده بود به دکی گزارش ما رو داده بود
دیگه دکتر نپرسید که حالت بد شده بود یا نه
دیگه چه کنیم بعد از مدتی متقاعد شدم البته بیشتر از ترس بود و گرنه زیر بار نمیرفتم
آخه این دو بار اخیر داشتم بیهوش میشدم منم جون دوست![]()
بعد گفت برو رو وزنه واااااااااای یه بار نمیشه یادش بره ها
گفتم چاق نشدم گفت حالا برو .. هیچی دیگه ضایع شدیم ..فقط دو کیلو کم کرده بودم .. منتظر روزی ام که برم بهش بگم دکی دیگه دو رقمی شدم ![]()
![]()

خب حالا باید چندتا عکس از خودم بگیرم که دیگه قراره حسابی باد کنم بشم بالون .. آخه این قرص خیلی باعث پف کردن میشه .. روزی یه دونه دگزامتازون
آخی دریا خوکشل بودی ها حیف شد
باید روحیم رو قوی کنم چون اگه هم روند کاهشی داشته باشم همه نگاه به صورتم میکنن که پف کرده و میگن چقده چاق شدی
فک کن ..
اما من باید خوب رژیم بگیرم به قول دوست جونم :
اگه خوب لاغر شی من مطمئنم که مشکل هورمونیت هم حل میشه![]()

اندفعه که بیام امیدوارم کلی خبر خوب بیارم
دوستای گلم از مسج ها و پیغام هاتون خیلی ممنوون کلی انرژی گرفتم
خیلی چاکریم ![]()
![]()
![]()
اوضاع خیلی خراب .. مادر حالش اصلا خوب نیست .. از طرفی باید عمل آندوسکوپیک سینوس بشه و طرف دیگه حال عمومیش هم خیلی بد .. همش لرز داره و هیچی رو معدش قبول نمیکنه .. مث اون موقع شده که عمل هیسترکتومی کرده .. فشارشم خیلی بالاست امروز ۱۸ رو ۱۱ بود ![]()
خیلی نگرانم .. یعنی همه این مشکلا تموم میشه ؟!!
بی صبرانه منتظر اون روزی هستم که مادر راحت نفس بکشه و آرامش داشته باشه![]()
من که باید دائم خونه باشم و به مادر بزرگم کمک کنم .. صدف هم ترم آخر و ۲۴ واحد داره و هر روز دانشگاه .. ساحل هم قراره پا به پای مامان بره دکتر و دنبال کارا
باورت میشه سه تا دختر و یه پسر اینجا هست و مادر با این حالش میره دنبال کارای اداری ؟؟؟؟؟؟!!!
آخیییی مامانی .. خوب میشی عزیزم![]()
بچه ها لطفا دعا کنید![]()
این هفته روزه میگیرم آخه ساحل یه امتحانی داده بود .. من نذر کرده بودم قبول شه یه هفته روزه میگرم و اینکه ۲۰ کیلو لاغر میشم
حالا روزش رو میگیرم و افطار هم رعایت میکنم ببینم چقدر از این مقدار کم میشم.
سلاااااااام
کارامون تموم شد و بالاخره خونه ما هم خوکشل شد ![]()
مخصوصا اتاق مامانم که یاسی کردیم خیلی قشنگ شده .. کمدشون هم بنفش کردیم ، آخیش از دست این رنگ و تینر و... خلاص شدیم ![]()
![]()
در ضمن الانم ۱۲۳ کیلو هستم .. تا الان بیشتر مشغول کار بودم و بر خلاف حرفی که زده بودم توجهی به تغذیم نداشتم اما حالا تا آخرش امیدوارم که حواسم خوب جمع باشه.. سعیم رو میکنم .. تمام سعیم رو
۱۸ اسفندم عروسی یه دوست خوبم هست که میتونه یه بهانه خیلی خوبی باشه که یادم نره .. مسابقه شانون جون هم که پا برجاست پس دیگه فقط امید به خدااااااا
حالا این حرفا به عکس این دخمل خوکشل که نگران چه ربطی داره![]()
![]()
خب منم نیگرانم .. دعا کنیم
من خودم همیشه دعا میکنم که خدااااااا ما را از شر و خیر مردان در امان دار
شما هم بگید آمین ..
حداقلش با نصف دعا که موافقید
خدااااا ما رو از شر این موجودات دوپا در امان دار " آآآآآآآآآآآآآآمین"
یاعلی
تابعد![]()
![]()
![]()